خانه
گاما

درسنامه آموزشی احکام (3) کلاس دوازدهم معارف

درس 9: اجماع

بازدید607
تاریخ بروزرسانی1403/11/10

اجماع در لغت یعنی اتفاق نظر، و در اصطلاح فقه شیعه عبارت است از «اتفاق نظر جمعی از علما که کاشف از رأی معصوم باشد.»

توضیح اینکه اجماع در نظر شیعه با آنچه اهل تسنن پذیرفته‌اند، متفاوت است. بدین معنا که قوام اجماع از نظر شیعیان به آن است که رأی و نظر معصوم را کشف کند؛ برخلاف نظر اهل تسنن که اجماع را در هر صورت به عنوان یک دلیل مستقل حجت می‌دانند.

بنابراین در فقه شیعه تنها اجماع و اتفاق نظری حجت محسوب می‌شود که نظر معصوم را برای ما کشف کند.

بیندیشیم (صفحهٔ 73 کتاب درسی)

 

در خصوص این سخن شیخ انصاری که دربارۀ رابطۀ اهل سنت با اجماع می‌گوید: «هُمُ الأَصلُ لَهُ وَ هُوَ الأَصلُ لَهُم»، بیندیشید.

این سخن به رابطه اجماع در فقه شیعه و اهل سنت اشاره دارد و به نوعی تفاوت در نحوه پذیرش اجماع در دو مکتب فقهی را بیان می‌کند.

شیخ انصاری در اینجا به این نکته اشاره دارد که در فقه اهل سنت، اجماع به عنوان دلیل مستقلی پذیرفته می‌شود و حجیت آن ناشی از اتفاق نظر فقها است، بدون نیاز به اثبات اینکه این اجماع کاشف از رأی معصوم است. به عبارت دیگر، اجماع در اهل سنت یک دلیل مستقل و قابل استناد است که خود به تنهایی می‌تواند به عنوان مبنای فقهی مورد استفاده قرار گیرد.

اما در فقه شیعه، اجماع تنها در صورتی حجت است که کاشف از رأی معصوم باشد، یعنی باید نشان دهد که آن نظر در واقع به دستور یا تائید معصوم رسیده است. اجماع در فقه شیعه از این رو یک دلیل غیرلفظی (لبی) است که فقط در صورت کشف رأی معصوم ارزش دارد.

بنابراین، در این سخن، شیخ انصاری می‌خواهد بگوید که برای اهل سنت، اجماع مستقل و اصل است (یعنی به خودی خود حجت است)، در حالی که برای شیعه، اجماع مستلزم کشف رأی معصوم است و بنابراین اجماع معصوم اصل برای شیعه است و نه خود اجماع به طور کلی.

حجیت اجماع

با توجه به تعریفی که از اجماع به دست آوردیم. نتیجه می‌گیریم که حجیت اجماع ناشی از کاشف بودن آن از رأی معصوم است.

بنابراین اجماع یکی از راه‌هایی است که به وسیلهٔ آن می‌توان رأی معصوم را به دست آورد. به عبارت دیگر، همان‌گونه که مثلاً «تواتر» طریقِ رسیدن به سنت است، اجماع نیز همین نقش را ایفا می‌کند؛ با این فرق که خبر متواتر ناقل عین سخن معصوم است و از این‌رو دلیل لفظی محسوب می‌شود، اما اجماع بیانگر نظر و رأی معصوم می‌باشد و از این جهت آن را دلیل غیرلفظی یا «دلیل لُبّی» می‌خوانیم. بنابراین چنان که گفتیم اجماع از نظر شیعه دلیل مستقلی به حساب نمی‌آید.

فعالیت (صفحهٔ 74 کتاب درسی)

 

یکی از دلایلی که برای حجیت اجماع غیر کاشف از قول معصوم بیان شده، این روایت منقول از رسول اکرم  است: «إِنَّ أُمَّتی لا تَجْتَمِعُ عَلَی ضَلالَةٍ». دربارۀ اعتبار این روایت و نقدهایی که بر آن شده است تحقیق کنید.

روایت «إِنَّ أُمَّتی لا تَجْتَمِعُ عَلَی ضَلالَةٍ» (امت من بر گمراهی جمع نمی‌شوند) یکی از دلایلی است که برخی از فقها برای حجیت اجماع غیر کاشف از قول معصوم به آن استناد کرده‌اند. این روایت به معنای این است که اگر جمعی از امت اسلام به یک مسأله خاص اجماع کنند، این اجماع نمی‌تواند با حقیقت دینی یا حکم صحیح شرعی مخالف باشد، زیرا خداوند به طور صریح بیان کرده که امت بر گمراهی اجماع نخواهند کرد.

اعتبار این روایت

روایت مذکور به عنوان یک دلیل برای اثبات حجیت اجماع در نظر برخی از فقها معتبر است، زیرا از آن چنین استنباط می‌شود که اگر اجماع یک گروه از علما در مسأله‌ای خاص وجود داشته باشد، این اجماع نباید مخالف با حقیقت شرعی باشد، زیرا اجماع امت به نوعی از حفظ دین و اتحاد اسلامی برخوردار است.

نقدهایی که بر این روایت وارد شده است

  1. مفهوم روایت
    برخی از منتقدان معتقدند که مفهوم روایت به طور دقیق نمی‌تواند برای حجیت اجماع به کار رود. این حدیث به معنای عدم اجتماع بر ضلالت است، نه الزام به پذیرش اجماع به عنوان یک دلیل شرعی مستقل. این به این معنا نیست که هر اجماع علمی در هر زمان قابل قبول است، بلکه به معنای تضمین هدایت امت در کلیات است، نه در جزییات اجتهادی خاص.

  2. اجماع بر خطا
    دیگر نقدی که به این روایت وارد شده این است که ممکن است اجماع در زمان‌های مختلف بر خطاها یا نظرهای نادرست شکل بگیرد. به عبارت دیگر، حتی اگر اجماع عمومی شکل بگیرد، ممکن است به دلایل مختلف مانند تقیه، عدم دسترسی به منابع دقیق یا محدودیت‌های تاریخی و فرهنگی، نظر اجماع‌کنندگان نادرست باشد.

  3. تفاوت اجماع در علم اصول و فقه
    در علم اصول فقه شیعه، اجماع باید کاشف از رأی معصوم باشد تا حجت شود. لذا برای فقهای شیعه، اجماع غیر کاشف از نظر معصوم به عنوان یک دلیل مستقل قابل پذیرش نیست. این در حالی است که برخی از اهل سنت به اجماع به عنوان یک دلیل مستقل نگاه می‌کنند و آن را معتبر می‌دانند، حتی اگر اجماع در آن زمان به رأی معصوم نرسیده باشد.

  4. سند و اعتبار روایت
    در برخی از موارد، سند این روایت مورد بحث قرار گرفته است. برخی از علمای اهل سنت سند این حدیث را ضعیف یا مشکوک می‌دانند و استناد به آن را برای اثبات حجیت اجماع نادرست می‌پندارند. از آنجا که اجماع باید از نظر معصوم یا پیامبر تأیید شده باشد، اگر سند روایت دارای ضعف باشد، نمی‌توان آن را مبنای حجیت اجماع قرار داد.

نتیجه‌گیری

روایت «إِنَّ أُمَّتی لا تَجْتَمِعُ عَلَی ضَلالَةٍ» از یک سو می‌تواند دلیلی برای حجیت اجماع در نظر برخی از فقها باشد، اما نقدهای فراوانی نیز به آن وارد است. مهم‌ترین نقد این است که مفهوم این روایت حجیت اجماع غیر کاشف از قول معصوم را به طور مستقیم اثبات نمی‌کند و ممکن است در شرایط خاص، اجماع به خطا رفته باشد. همچنین اعتبار سند روایت نیز مورد بحث قرار دارد. بنابراین، در فقه شیعه، اجماع تنها زمانی حجت است که به رأی معصوم منتهی شود.

اقسام اجماع

اجماع بر دو قسم است:

الف) اجماع محصل

به اجماعی گفته می‌شود که فقیه به وسیله تتبع در آرای فقها و فتاوای آنها تحصیل کرده و شخصاً به‌دست آورده باشد.

ب) اجماع منقول

برخلاف اجماع محصل در این نوع از اجماع، فقیه شخصاً فتاوای مجمعین را ندیده است، بلکه فقیه دیگری که اجماع را تحصیل کرده، وجود چنین اجماعی را نقل کرده است و او به استناد این اجماع نقل شده فتوا می‌دهد.

اکثر فقها به اجماع‌های نقل شده از فقیهان متقدم؛ یعنی بزرگانی که در زمان شیخ طوسی و پیش از ایشان می‌زیسته‌اند اعتماد می‌کنند، زیرا این فقها نزدیک عصر ائمه زندگی می‌کرده‌اند و با توجه به دقت فراوانی که در پیروی از روایات داشته‌اند، بسیار بعید می‌دانند که آنان سخنی بدون استناد به روایتی از معصوم گفته باشند.

بیندیشید و پاسخ دهید (صفحهٔ 76 کتاب درسی)

 

1- اجماع را تعریف کنید.
اجماع در فقه شیعه به معنای اتفاق نظر جمعی از علما است که کاشف از رأی معصوم باشد. در حقیقت، اجماع زمانی حجت است که نظر معصوم را برای ما کشف کند و به همین دلیل در فقه شیعه اجماع به خودی خود دلیل مستقل نیست، بلکه باید نشان دهد که معصوم در آن مسأله نظر خاصی داشته است.

2- اقسام اجماع را نام ببرید و تعریف کنید.
اجماع محصل: اجماعی که فقیه به‌وسیله تتبع در آرای فقها و فتاوای آنها شخصاً تحصیل کرده باشد.
اجماع منقول: اجماعی که فقیه به‌طور غیرمستقیم از فقیهان دیگر که اجماع را تحصیل کرده‌اند، نقل کرده و به آن استناد می‌کند.

3- با توجه به متون فقهی موجود در این درس مواردی را که به اجماع استناد شده است بیان کنید.
در متون فقهی موجود، به اجماع در مسائل مختلفی استناد شده است، مانند:
- شیخ طوسی در کتاب الخلاف به اجماع برای وجوب ذکر صلوات بر رسول خدا و خاندان او در تشهد نماز استناد می‌کند.
- شیخ طوسی همچنین در همین کتاب به اجماع در مورد وجوب صلوات بر اهل بیت پیامبر در تشهد نماز اشاره دارد و این موضوع را یکی از ارکان نماز می‌داند.

درس 9: اجماع